تبليغاتX
انتظار
حضرت زینب (س )

مقدمه

نهضت خونين و جاودانه‌اي كربلا، از مهمترين حوادث تاريخ اسلام به شمار مي‌رود، ابعاد گوناگون انقلاب حسيني، از زواياي مختلف قابل بررسي است. اين نهضت حق را از باطل جدا نموده و در زمان كوتاه، از يك طرف تأثير ژرف در بيداري مسلمانان گذارد و از سوي ديگر تبليغات سوء چندين ساله‌ي امويان را نقش بر آب ساخت.

در طول تاريخ، انقلاب و جنبش‌هاي فراواني به وقوع پيوسته است و افراد بسياري از خود گذشتگي و فداكاري كرده‌اند، اما با گذشت زمان يادها فاصله گرفته‌اند، ولي قيام حسيني و نهضت عاشورا، با مرور زمان پيوسته در دل‌هاي مسلمانان زنده و ماندگار شده است.

بدون شك عقيله بني هاشم، زينب كبري، دختر اميرالمؤمنين(ع)، شير زن كربلا، از جمله شخصيت‌هاي تأثيرگذار اين نهضت عظيم است كه در ماندگاري و جاوداني آن نقش بي‌بديل داشته است، همان بانوي كه از نوادر تاريخ اسلام مي‌باشد و در دامان پر مهر فاطمه‌ي زهرا(ع) و مولاي متقياي تربيت يافته و درس حيات و زندگي را آموخته است.

از تاريخ درخشان درگذشت اين بانوي والا مقام و قهرمان، تاكنون ده‌ها كتاب و صدها مقاله درباره‌ي او نگارش يافته است. دانشمندان و تاريخ نگاران شيعه و سنّي، هركدام از ديدگاه خويش، به زندگاني و قهرماني اين بانوي سترگ نگريسته و آن را مورد تحليل و تجليل قرار داده‌اند. نوشتار حاضر به گوشه‌هاي از زندگاني و ويژگي‌هاي اين بانوي بزرگ و نيز نقش شكوهمند وي در نهضت كربلا پرداخته است. بدان اميد كه راه، روش و معنويت زينب(ع) همواره بدرقه‌ي زندگي‌مان باشد.

ميلاد و نامگذاري زينب(ع)

حضرت زينب(ع) در پنجم جمادي الاولي در سال پنجم يا ششم از هجرت، در مدينه ديده به جهان گشود. در بين خاندان نبوّت، رسم بر اين بود كه نامگذاري نوزادشان را به بزرگ خانواده واگذار مي‌كردند.(1) پس از ولايت زينب مادر بزرگوارش حضرت زهرا(س) نوزاد را به دست علي(ع) داد و فرمود: نام اين كودك را برگزين، امام(ع) فرمود: من از پيامبر خدا در نامگذاري دخترم سبقت نمي‌گيرم.(2)

در آن هنگام پيامبر(ص) در سفر بود، چون بازگشت، هنگام ورود به خانه فاطمه(ع)، امير مؤمنان(ع) نام نوزاد را، از آن حضرت پرسيد، رسول الله(ص) فرمود: من از خدايم در نامگذاري او پيشي نمي‌گيرم، انگاه جبرئيل فرود آمد و از جانب پروردگار براي پيامبر، درود فرستاد و گفت: خداوند نام اين نوزاد را زينب برگزيده است.(3) و آن را در لوح محفوظ نوشته است.(4)

نامگذاري زينب از عالم اعلي و از سوي خداوند، همانند حسن و حسين(ع) بيانگر آن است كه وي، جايگاه و مقام ويژه‌ي دارد.(5) آنگاه جبرئيل پيامبر را از اندوه‌ها و مصيبت‌هاي كه به زينب رخ مي‌نمايد، با خبر ساخت. رسول الله(ص) گريست و فرمود: هركس بر اندوه و مصيبت اين دختر گريه كند (پاداش او) مانند كسي است كه بر دو برادرش حسن(ع) و حسين(ع) گريه نمايد.(6)

همانند خديجه

هنگامي كه حضرت رسول اكرم(ص) قنداقه‌اي آن مولود مبارك را طلبيد، وي را بوسيده و به سينه چسبانيد، فرمود: به حاضرين و غايبين امّتم وصيت مي‌كنم كه حرمت اين دختر را پاس بدارند، همانا وي مانند خديجه‌ي كبري است.(7)

اين مقايسه و تشبيه معنادار، بيانگر آن است كه زينب داراي اوصاف جده‌اش خديجه(ع) است، همانگونه كه خديجه آن بانوي والا مقام، براي پيشرفت اسلام، نقش چشمگير داشت، زينب(ع) نيز نقش بسزايي در پيشبرد اسلام و حفظ ره‌آوردهاي نهضت عاشورا داشته است.

نام‌ها و القاب

زينب(ع)، نخستين دختر علي و فاطمه(ع) است. معروف‌ترين نام اين بانوي بزرگ، همان زينب است كه در لغت به معناي درخت نيكو منظر آمده است(8)، و معناي ديگر آن زين اب يعني زينت پدر مي‌باشد، و به راستي زينب، براي مكتب اسلام و مرام پدر، مايه‌ي زينت و آبرومندي بي‌نظير بوده است.

زينب(ع) نام‌ها و القاب فراوان دارد همانند عقيله بني‌هاشم، عالمه‌ي غير معلمه، عارفه، مؤثقه، فاضله، كامله، عابده‌ي آل علي، معصومه‌ي صغري، امنية الله، نائبة الزهرا، نائبة الحسين، عقيلة النساء، شريكة الشهدا، بليغه، فصيحه، شريكة الحسين....(9) زينب(ع) از نظر شخصيت و لياقت مصداق راستين نام‌ها و القاب فوق بوده است كه توضيح هركدام مجالي ديگري مي‌طلبد.

شخصيت زينب(ع)

روان شناسان مي‌گويند: عامل وراثت، تربيت و محيط، در تكوّن و ساختار پايه‌هاي شخصيت آدمي نقش بنيادين دارند.(10) درباره‌ي زينب(ع) سه اصل اساسيِ فوق جايگاه ويژه‌ي داشت:

الف ـ وراثت: او از سرچشمه‌ي نبوّت و ولايت، نشأت گرفت، جدش خاتم پيامبران(ص) است كه زينب، از خميره‌ي ذات و آفريده شده است، رسول خدا فرمود: ... ولد فاطمة فانا وليهم و عصبتهم، و هم خلقوا من طينتي...(11)، فرزندان فاطمه (حسن، حسين، زينب و ام كلثوم) كه من ولي و سرپرست ن‍َسَبي آنها هستم، از طينت و خميره‌ي ذات من آفريده شده‌اند...

بنابراين زينب(ع) ژن رسول خدا را در خود دارد و او وارث خاتم پيامبران مي‌باشد و شخصيت او از خمير مايه‌ي وجود رسول الله ريشه گرفته است.

مادر اين بانو دختر پيامبر(ص) و بهترين زنان عالم است و پدرش مولاي متقيان(ع) وصي رسول خدا مي‌باشد، از اين رو شخصيت نازنين زينب(ع) آميزه‌ي از حالات ملكوتي رسول خدا(ص)، علي(ع) و فاطمه(س) سلام است، و اين بانو مراتب كمال خود را از اين سه شخصيت بزرگ به ارث گرفته است.

ب ـ تربيت: زينب از آغاز ولادت تا حدود شش سالگي در دامان پُر مهر پيامبر و علي تربيت يافت(12). او از سينه‌ي زهرا شير نوشيد و در پرتو وجود علي(ع) و نظارت دقيق وي رشد نمود.

رسول خدا(ص) فرمود: مانحل والد ولداً نحلاً، افضل من ادب حسن(13) هديه‌اي از سوي پدر به فرزند، بهتر از حسن ادب و تربيت نيك نمي‌باشد.

تربيت زنيب ، توسط پيامبر و علي(ع)، و مادري چون زهرا(س) و برادراني همانند حسن و حسين(ع)، سبب شد كه اين شخصيت والا مقام به عنوان سوّمين بانوي جهان اسلام بعد از حضرت خديجه و فاطمه(س)، به شمار آيد.

ج ـ محيط: يكي ديگر از پايه‌هاي مهم ساختمان شخصيت آدمي محيط است. زينب(ع) در محيطي كه كانون فضايل، صفا و صميميت بود، رشد و نمو يافت. محيط زندگي زينب، در شهر مدينه، خانه علي، فاطمه، حسن و حسين بود، همان خانه‌ي كه كعبه‌ي آمال و محبوب دل‌هاي مؤمنان بوده و هست. چنين محيط نوراني و خانه‌ي با بركت، ارزش‌هاي والاي ديني و انساني را در وجود پر بركت زينب بارور و شكوفا ساخت.

زينب(ع) در كودكي

از دوران كودكي، نبوغ بي‌نظير و درك فوق العاده، در وجود بانوي قهرمان كربلا به ويژه در مسائل اعتقادي مشاهده مي‌شد، يك بار پدرش اميرالمؤمنين وي را روي زانوي خويش نشانيد و به او فرمود: بگو احد يعني يكي، زينب(ع) گفت: احد، علي(ع) فرمود: بگو: اثنين يعني دو تا، زينب ساكت شد، مولاي متقاي فرمود: سخن بگو، زينب گفت: زباني كه به گفتن يك گردش نموده چگونه دو تا بگويد، امام(ع) از پاسخ عميق، زينب مسرور شد، و او را به نشانه محبت و تجليل به سينه چسبانيد و بوسيد.(14)

بار ديگر زينب خرد سال از پدر پرسيد: پدر جان! آيا ما فرزندانت را دوست داري؟ علي(ع) فرمود: آري اولادنا اكبادنا فرزندان ما، پاره‌هاي جگر ما هستند.

زينب عرض كرد: اي پدر! حبان لايجتمعان في قلب المؤمن دو محبت در دل مؤمن يكجا جمع نمي‌شود.

و ان كان لابد، فالشفقه لنا و الحب لله خالصاً، فازداد علي حبّا، و اگر به اين محبّت چاره نيست، بايد به ما لطف و مهرورزي و محبت مخصوص خداوند باشد، به خاطر تيز فهمي و درك عالي زينب(ع) اميرمؤمنان(ع)، محبت خود را نسبت به دخترش بيشتر كرد.(15)

زينب(ع) با اين سخن به توحيد خالص، اشاره كرد كه همانا دلبستگي و دوستي حقيقي براي خداست، ولي دوستي فرزندان، به معني مهرباني و دوستي ظاهري است.

آري زينب(ع)، كه در پرتو تعليمات پيامبر(ص) و علي، در آغوش زهرا(س) و در كنار حسن و حسين(ع) تربيت و رشد يافته، چرا اينگونه نباشد؟!

علاقه زينب به حسين(ع)

حضرت زينب(ع) از دوران كودكي و شير خوارگي، محبت و علاقه‌ي فراوان به امام حسين(ع) داشت. هرگاه سيد الشهداء از نظر او غايب مي‌شد بي‌قراري مي‌كرد، و چون ديده‌ي او به جمال برادر مي‌افتاد، شاداب مي‌گشت.(16) و اگر در گهواره، به گريه‌ مي‌افتاد، ديدار حسين(ع) و با شنيدن صداي او، مايه آرامش و قرار زينب مي‌شد.(17)

در خردسالي بيش از هركس با حسين(ع) بازي مي‌كرد و از ديدارش شادمان مي‌شد، هرگاه در محضر برادر بود يكسره به او مي‌نگريست و ساعتي نمي‌توانست دوري وي را تحمل كند.(18)

اين محبت عجيب، سبب شگفتي حضرت زهرا(س) شد، تا روزي اين موضوع را با پدرش پيامبر(ص) در ميان گذاشت و فرمود: از علاقه زينب با حسين، شگفت زده شده‌ام، به گونه‌اي كه زينب لحظه‌اي بدون ديدار حسين آرامش ندارد!

با شنيدن اين سخن، اشك از چشمان رسول خدا(ص) سرازير گشت و فرمود: نور چشمم، اين دختر همراه حسين(ع) به كربلا مي‌رود، در رنج‌ها و مصائب برادرش شريك خواهد بود.(19)

از اين رو، زينب هنگام عقد ازدواج، با پسر عمويش عبدالله بن جعفر، شرط نمود كه هر وقت خواست از حسين(ع) ديدار نمايد و يا به همراه وي سفر كند، ايشان جلوگيري ننمايد، امير المؤمنين(ع) به پسر برادرش عبدالله فرمود: مسافرت زينب با برادرش حسين را مانع نشود.(20)

محبت زينب به حسين(ع) به گونه‌ي بود كه هر روز چند بار به ديدار حسين مي‌رفت، هنگام نماز نخست به چهره نوراني برادر مي‌نگريست، سپس نماز مي‌خواند.(21) در روز عاشورا دو نوجوانش محمد و عون را نزد برادر آورد، عرض كرد:

جدّم ابراهيم خليل(ع) از درگاه خدا قرباني را قبول فرمود، تو نيز اين قرباني را از من بپذير، اگر چنين نبود كه جهاد براي زنان روا نيست، هر لحظه جان را فداي جانان مي‌نمودم.(22)

دوستي حسين براي خواهر، تنها از سر عاطفه نبود، بلكه اين محبت از جهان غيب و ملكوت سرچشمه مي‌گرفت، گرمي عشق حسين در جان زينب، آميزه‌اي از ايمان، عشق، عاطفه و شعور زينب بود، و جوشيدن چنين محبتي در سامان بخشي قيام عاشورا بسيار كارساز شد. ترك زندگي خانوادگي از سوي زينب و همراهي وي با حسين(ع) جلوه‌ي از همين علاقه است.

منزلت زينب نزد علي و حسنين(ع)

زينب هنگامي كه بر پدر خود وارد مي‌شد، امام(ع) از جاي بر مي‌خاست و او را با احترام زياد در جاي خود مي‌نشاند. وي امين پدر بود، هنگامي كه علي(ع) از دنيا رفت امام حسن(ع) كافور مخصوصي را كه يادگار رسول خدا بود، از زينب خواست. زينب كافور را آورد، و آن را گشود، بوي عطر آن محيط را فراگرفت.(23)

همچنين زينب كبري در نزد امام حسن(ع) و امام حسين(ع) از منزلت ويژه‌ي برخوردار بود. اين دو امام، نهايت احترام را در حق خواهر روا مي‌‌داشتند، سعي مي‌كردند مصايب و مشكلاتي كه بر ايشان رخ مي‌نمود، زينب متوجه نشده و ناراحت نگردد. هنگامي كه امام حسن مسموم شد، طشتي در مقابلش قرار دادند، تا خون جگر آن حضرت در آن بريزد، امام حسن(ع) در همان حال شنيد كه خواهرش قصد دارد وارد شود، به خاطر مهرباني و شفقت با زينب دستور داد، طشت را مخفي كردند.(24)

و امّا محبت حسين و زينب، علاقه‌ي متقابل و استثنايي بود. حسين(ع) نيز فوق العاده زينب را عزيز و گرامي مي‌داشت.(25) او را محرم راز و امين خود دانسته و ودايع خود را به وي مي‌سپرد. حسين اسرار امامت را به او سپرد(26) اين مسأله مقام و شأن زينب را گوهي مي‌دهد، هنگام ديدار زينب از برادر، امام(ع) براي او جا خالي مي‌كرد، با شادماني وي را در كنار خود مي‌نشاند و در قرب جوارش بود.(27) روزي حضرت زينب(ع) به محضر سيد الشهدا امام حسين آمد، آن حضرت به تلاوت قرآن اشتغال داشت، با همان وضع كه قرآن در دستش بود، به احترام زينب با تمام قامت برخاست.(28)

فضايل و مناقب

زينب كبري(ع) داراي فضايل و مناقب فراوان بود، همانگونه كه اشاره رفت، اين بانوي با عظمت را عالمه‌ي غير معلمه، عقيله‌ي بني‌هاشم، معصومه‌ي صغري، امنية الله، نائبة الزهرا، نائبة الحسين، عقيلة النساء، شريكة الشهداء، بليغه، فصيحه، عابده‌ي آل علي، فاضله، شريكة الحسين(29) ... لقب داده‌اند كه توضيح هركدام فرصتي ديگري را مي‌طلبد.

زينب بانوي بلند قامت، نيكو چهره، عالي مقام بود، در وقار و شخصيت مانند جده‌اش خديجه(ع)، در حيا و عفّت همچون مادرش فاطمه(ع)، در رسايي و شيوايي بيان، مانند پدرش علي(ع)، در حلم و بردباري چون امام حسن(ع) و در شجاعت و قوّت قلب، مانند برادرش حسين بود .

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آبان 1390ساعت 18:33  توسط فرهاد مولائی  |